لحظات زندگی من |
|
بازم منو ببخش واسه هميشه سلام دلم مي خواد يك بار تنها باشم بدون هيچ فكري دلم ميخواد اينقدر داد بزنم تا خالي بشم اما مثل يك كلاف سر در گم شدم آخه تو هم كه نيستي هيچ وقت پيشم نبودي و نيستي و نمي توني باشي دلم از تنهايي گرفته نمي دونم وقتي هم كه مي بينمت كه ......... نمي خوام چيزي بگم اصلاُ به خدا شايد هزار بار خواستم سرت داد بزنم بهت بگم برو گمشو اما همين كه ميبينمت دلم نمياد چيزي بهت بگم همين الانم نمي خواستم چيزي بگم اما چند ماه برام عقده كرده امشب دارم خودمو خالي ميكنم فقط همين . شايد با خودت بگي اين هيچ وقت شرايط منو درك نمي كنه اما سعي كردم هيچ وقت چيزي نگم يا چيزي نخوام اما منم ..... ولش كن منو ببخش شايد نبايد هيچ وقت همينارم ميگفتم راستي چند وقت پيش برات نامه نوشته بودم اما هيچ وقت نفرستادمش بازم منو ببخش واسه هميشه..................... دوستت.... نوشته شده توسط مهدی تاریخ پنجشنبه 1385/04/08 و ساعت 0:44 قبل از ظهر |+|
همیشه دوستت داشتم و همیشه دوستت دارم نمي خوام سلامت كنم چون سلام مال اونايي كه همديگرو ميبينن اما من تورو هر لحظه مي بينم تو در قلب مني تو وجود مني آخه عزيزم تو چرا كم بياري چرا بايد احساس پوچي كني ديوونه رواني تو كارات عجيبه من هميشه برات دعا مي كنم هميشه آخه من مگه چندتا مثل تو دارم من هميشه اگه ناراحتم دق و دليمو سر تو خالي ميكنم به خدا كافي بود فقط بگي تا برات زنگ بزنم هر چي دلت مي خواد با من صحبت كنياز غم و مشكلاتت بگي مگه من از اين كارا نمي كنم بعدشم چرا اعصابت رو بهم ميريزي گوره سرش كرده چرا واسه اون مرتيكه دونگ صاحب شركت اعصابت رو بهم ميريزي آخه فدات شم الهي برات بميرم چرا اينكارارو با خودت مي كني دوست دارم باهام صحبت كني تا راحت شي عزيزم مثل هميشه دوستت دارم بيشتر از قبل الهي من فداي تو چيكار كنم براي تو .................................... نوشته شده توسط مهدی تاریخ شنبه 1385/03/06 و ساعت 0:55 قبل از ظهر |+|
لحظات زندگي من سلام اومدم تا لحظات زندگي خودمو براتون بگم لحظات تلخ و شيرينش لحظات نزديكي و دوري لحظاتي كه اصلا دوستشون ندارم يا خيلي خيلي دوستشون دارم اما نمي دونم از كجا شروع كنم از كجاي اين بازي بگم من تو زندگيم شايداز خيلي ها جلو باشم شايد مشكلاتي رو ديدم كه حتي يك مرد كامل و بالغ حتي لحظه اي نتونه تحملشون كنه حدود دو ساله كه تو زندگيم احساساتمم وارد كردم شايد خيلي جاها دلم شكسته يا خيلي وقتها دلم گرفته ولي به نظرم ارزشش رو داشت امشب نمي دونم چي مينويسم فقط مي خوام بگم دلم كوچيك شده به اندازه اي كه با يك تلنگر ميشكنه يا با يك لبخند جون ميگيره نمي خوام در مورد كسي بنويسم چون هر كسي مشكل خودشو داره نمي دونم ديگه چي بگم اما برام دعا كنين من خيلي حالم بده خيلي اما نبايد كسي بدونه نوشته شده توسط مهدی تاریخ دوشنبه 1385/03/01 و ساعت 1:1 قبل از ظهر |+|
نمي دونستي ميميرم بي توهو بدون چشات ميميرم برات نمي دونستي ميميرم بي توهو بدون چشات رفتي از برم تو نمي دونستي كه دلم مست به ساز صدات آرزومه كه نمي دونستي كه من ميميرم برات ميميرم برات عاشقم هنوز نمي خواستي كه بموني و بسوزي به ساز دلم گفتي من ميرم تو ميخواستي بري تا فردا، باور خوشگلم برو راهي نيست تا فردا، باور خوشگلم سفرت بخير اگه ميري از اينجا تك و تنها تا يه شهر دور برو كه رفتن بدون ما ميرسه به يه دنيا نور سفرت بخير برو گر شكستي ز من ميتوني دوباره بساز از دلي شكسته نا اميد و خسته تو بازغرور نمي خوام بيام نمي خوام ميون تاريكي من تو حروم بشي نمي خوام ازت نمي خوام مثه يه شمع بسوزي برام تو تموم بشي برو تا بزرگي، مي خوام كه فقط آرزوم بشي نمي خوام بيام نمي خوام ميون تاريكي من تو حروم بشي نمي خوام ازت برو تا بزرگي، مي خوام كه فقط آرزوم بشي نوشته شده توسط مهدی تاریخ جمعه 1385/01/18 و ساعت 0:39 قبل از ظهر |+|
درک واقعیات من سلام الان يك ماه و خورده اي ننوشتم ديگه احساسي نمونده كه آدم بخواد به كمكش بنويسه با كدوم روحيه با كدوم عشق اينقدر نفس كشيدن سخت ميشه كه چشمهات سياه ميشه شب بايد با خيالات بخوابي قلبت درد ميگيره اينقدر دوست داري تو خيالات فرو بري كه حتي اون چيزهايي كه قبلا نگفتي بهش بگي فقط اگه هر كسي مي خونه الكي احساس همدردي نكنه چون اگه واقعا درك نمي تونين كنين در اين مورد چیزی نگید ديگه نميشد اين فرياد رو تو سينه خفه كرد ديگه نميشد الكي حرف زد شايد من توي يك عالم ديگه هستم يا توقعاتم زياده يا شايد مغزم به سلامتي سال نو كركره مغازشو كشيده پايين شايد اگه با من بود واسه هميشه از اين ديار ميرفتم اينقدر دوست دارم آهنگ رو با صداي بلند گوش كنم كه مغزم بتركه كه توش قوطه ور بشم همه شماهارو دوست دارم همتونووووووووووووووووووو اما من مصلوب شدم اما .........................
نوشته شده توسط مهدی تاریخ سه شنبه 1385/01/08 و ساعت 2:18 قبل از ظهر |+|
مرد مرد کلمه را کشف کرد و مکالمه را اختراع کرد. كه البته اميدوارم به خانم ها بر نخورد نوشته شده توسط مهدی تاریخ سه شنبه 1384/12/02 و ساعت 11:16 بعد از ظهر |+|
پدر خود را توصيف کنيد نام و نام خانوادگی : کاظم ترک زاده تبريزی کلاس : دبستان موضوع انشاء : پدر خود را توصيف کنيد ... پدر من بسيار زحمتکش است و از صبح تا شب در حال کشيدن زحمت است ! مادرم هميشه ميگويد پدرت خيلی جاکش است ! من معنی اش را نميدانم ولی فکر ميکنم مادرم هم خيلی قدر پدرم را ميداند ! پدرم خيلی قوی ميباشد يک بار که مادرم به مسافرت رفته بود و خانه ما به شدت مکان بود دختری را که در حال فرار بود دستگير کرد و به خانه آورد و به من گفت که فردا صبح او را تحويل خواهد داد ! پدرم خيلی مهربان است و مرا خيلی کتک ميزند ! يک بار که من با تيغ ريش تراشی پدرم پشم های زير بغلم را زدم پدرم خيلی عصبانی شد و با لقد به صورت من کوبيد ! پدر من بسيار تحصيل کرده ميباشد و تا دوم راهنمايی درس خوانده ميباشد و پدر بزرگم هميشه به من ميگويد در خاندان ترک زاده تبريزی فقط پدر تو موفق شده دبستان را تمام کند ! مادر من هميشه در حال گريه ميباشد ! من فکر ميکنم او از دوری پدرم اينقدر ناراحت است چون پدرم شبها تا ديروقت در کار ميباشد ! پدر من در درسهايم به من خيلی کمک ميکند و به من خيلی ديکته ميگويد و من خيلی خوشحالم که پدرم نميتواند ديکته ای را که خودش گفته صحيح کند ! شغل پدر من آزاد است او صبح ها در باشگاه بيليارد مشغول کردن توپ در سولاخ ميباشد و شب ها با دوستانش در حال الواتی ميباشد ! پدر يک فعال سياسی است و شبها با يکی از دوستانش اعلاميه ميچسبانند البته من هنوز متوجه نشده ام چرا از اين اعلاميه ها روی در هر خانه ده دوازده تا ميچسبانند ! البته تازگی ها پدرم از لای در می اندازد ! من هميشه دوست دارم مثل پدرم شوم و من بسيار پدرم را دوست ميدارم و اين بود انشاء من ... نوشته شده توسط مهدی تاریخ سه شنبه 1384/12/02 و ساعت 11:14 بعد از ظهر |+|
گاندي حرفهاي حكيمانه از گاندي - رهبر فقيد هند - : هفت چيز كه ما را نابود ميكند: 1- ثروت بدون كار 2- لذت بدون وجدان 3- دانش بدون منش 4- تجارت بدون اخلاقيات 5- علم بدون انسانيت 6- عبادت بدون ازخود گذشتگي 7- سياست بدون رعايت اصول نوشته شده توسط مهدی تاریخ سه شنبه 1384/12/02 و ساعت 11:13 بعد از ظهر |+|
فوايد کامپيوتر --------------------------------------------------------------------------------------------------------- کامپيوتر چيز بسيار خوبی ميباشد و برای ما خيلی لازم داريم . پدرم به من قول داده که که برای هر نمره بالای ۱۲ در کارنامه ام يک تکه از آن را برای من بخرد ! فعلا پدرم يک موس خريده و قول داده ماه به ماه سيستم را آپديت کند ! نوشته شده توسط مهدی تاریخ سه شنبه 1384/12/02 و ساعت 11:11 بعد از ظهر |+|
عروس و داماد جوان و يکی از نادر ترين اتفاقاتی که اين روز ها در اين سرزمين مظهر العجائب روی داده است ؛ نامزدی رسمی امير حسين شش ساله با هانيه چهار ساله است که بنا بنوشته مجله " خانواده سبز " در شهر قدس شهريار صورت گرفته است !! آنطور که مجله خانواده سبز نوشته است در مراسم نامزدی امير حسين شش ساله و هانيه چهار ساله که در تالار شب طلايی بر گزار شد ؛ ششصد نفر مهمان شرکت داشتند و اغلب مهمانان نمی دانستند که برای چه به اين جشن دعوت شده اند . مهمانانی که به اين جشن دعوت شده بودند ابتدا فکر ميکردند که پدر امير حسين چه جشن تولد مفصلی برای پسرش گرفته است ؛ اما زمانی که با چهره امير حسين شش ساله و هانيه چهار ساله روبرو شدند ؛ ابتدا تصور ميکردند اين يک شوخی است ؛ اما پس از گذشت دقايقی ؛ هنگاميکه متوجه شدند اين مهمانی بمناسبت نامزدی امير حسين شش ساله و هانيه چهار ساله است مانده بودند که به يکديگر چه بگويند ! در تالار ؛ مهمانان مشغول صحبت بودند که ناگهان خواننده تالار اعلام کرد که تا لحظاتی ديگر عروس و داماد وارد ميشوند . تمامی نگاهها بطرف در ورودی تالار بر گشت ؛ با آنکه جمعيت لحظه ای از تعجب سکوت کرده بودند ؛ ناگهان با تشويق خواننده تالار ؛ همه مشغول دست زدن شدند . وقتی خبرنگار مجله خانواده سبز از امير حسين می پرسد که اگر هانيه با تو قهر کند چه خواهی کرد ؟ميگويد : فوری آشتی ميکنم . نوشته شده توسط مهدی تاریخ سه شنبه 1384/12/02 و ساعت 11:9 بعد از ظهر |+|
راههاي شاد زيستن اينا 19 تا راه حله برای شاد زيستن!!!(شايدم مردم آزاری) ۱ـ بري به وبلاگ دوستت و بدون خوندن مطلبش ، نظر بي ربط بدي يا براش بنويسي به منم سر بزن به روزم(کاري که هميشه ما ها انجام ميديم!) ۲ـ وقتي زنگ آيفون رو ميزني و يکي در رو برات باز ميکنه دوباره زنگ بزني و بگي باز شد ممنون !!! ۳ـ روز تولد دوستت رو ساعت 12 شب بهش تبريک بگي، مزش به اينه که طرف خواب باشه و فکر کنه اونو فراموش کردی !!! ۴ـ پيش دوستت که از اينترنت و اس ام اس چيزي نميدونه همش حرف از اس ام اس بازي و چتي که شب قبل داشتي بزنی !!! ۵ـ وقتي ميري دستشويي اين آهنگ پويا(منو اين همه خوشبختي محاله) واقعا میچسبه البته این در مواردیه که یه مهمون خیلی رسمی اومده خونتون !!! ۶ـ وقتي حموم ميري و کلي مهمون هم داريد با صداي بلند آواز بخون !!! ۷ـ وقتي دوستت از رژ لبت استفاده ميکنه بهش بگو که اصلا به اون نمياد !!! ۸ـ وقتي پشت کامپيوتر کسي ميشيني جاي همه ي اطلاعاتشو عوض کن ميتوني تصويربک گراندشم به عنوان چاشني عوض کنی !!! ۹ـ وقتي ميري مغازه ي لباس فروشي وقتي سايزتو ازت ميپرسن 3_4 سايز بالا پايين بگي تا فروشنده مجبور باشه 600 دست لباس براي پرو برات بياره آخرش هم بستگي به ميزان آسکاريست داره ميتوني بگي نه خوشم نيومد و به همين راحتي از مغازه بيايي بيرون اونوقته که ميفهمي خنديدن چقدر با ارزش تره !!! ۱۰ـ دوست چتيتون که داره از خواب ميميره رو به حرف بکشي و ازش سوالهاي بپرسي که مجبور باشه 2 ساعت برات توضيح بده اينم آخرش بستگي به ميزان آسکريست داره ميتوني بگي : دوست عزيزم ببخشيد اما من هيچي حاليم نشد ميتوني واضح تر صحبت کنی !!! ۱۱ـ از دوستاي قديمي چتت بعد از 3 سال چت دوباره ازش اي اس ال بپرسي و بگي ببخشيد ها يادم رفته خب !!! ۱۲ـ اما به نظر من هيچي بيشتر از اين حال نميده که خودتو پيش يه سری مهمون که تو اصلا ازشون خوشت نمياد بزني به خنگ بازی!!! ۱۳ـ وقتي عکساي قديمي دوستتو ميبيني حتما يه نظر اساسي بدي مثلا ميتوني بگي ااااااااااااااااااااااااااااا چقدر لاغر بودي!!! |